خرید عینک آفتابی اصل فروش کارتن خالی اسباب کشی آگهی رایگان بلیط هواپیما قیمت گوشی تعمیرات موبایل مشاوره تحصیلی مجله اینترنتی مگیتو مدرک معادل
بستن تبلیغات [X]
الــهی بــه امیــــد تــــو
الــهی بــه امیــــد تــــو
2015-08-08
کامپیوترم یک روز حالش خوب شد و الان دوباره خرابه.
با کامپیوتر داداشم هم اُخت نگرفتم و درنتیجه دچار اینترنت زدگی شدم. حس سر زدن به اینجا رو ندارم.
ولی میدونم این احساس زود گذره!



برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 121 ،
2015-08-09

کامپیوتر داداشی همش هنگه. کلا از تکنولوژی محروم گشته ام.

برای پنج شنبه مامان کلی مهمون دعوت کرده برای بعداز ظهر. یه دورهمیه. خیلی هاشون رو یکی دوبار بیشتر ندیدم وفامیل دورن!

دیروز کمی با داداشی زبان خوندیم. گفتم برا مهر ماه آماده باشه. دیگه باید زمانم رو مدیریت کنم. می خوام زبان و کامپیوتر رو خودم کمی بخونم.

باید به درس داداشی برسم. باید. خیلی مشتاق درسه.

برا قرآن هم اون روز خانم همسایه ( که خونشون روبروی خونۀ ماست) رو دیدیم، گفت بیاین با هم بریم کلاس تفسیر قرآن. ماهم قبول کردیم.

امروز اومده بود دَم در خونمون که مطمئن بشه که میایم و آدرس مسجدی که میره رو بهمون بده.

کلاس هلال احمرم باید برم.




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 115 ،
2015-08-10

یکی از پندهایی که از دیدن زندگی اطرافیانم گرفتم، اینه که اگر روزی ازدواج کنم، مصلحت همسرم رو با مصلحت هیچ کس دیگه ای عوض نخواهم کرد. حتی خواهر و برادرم. البته خواهر ندارم!! :))

به حرف کسی، همسرم رو ناراحت نمی کنم.

این همسرمه که یک عمر باهاش زندگی می کنم و شادابی و سلامتیش برام در اولویت خواهد بود.

ایرادات همسرم رو برای فرزندانم تعریف نخواهم کرد. چون نمیخوام ابهّتی که یه پدر، پیش فرزندانش داره، از بین بره.

به دیگران اجازه قضاوت و نظر دادن در مورد همسرم رو نخواهم داد. انتقادات درست رو برای بهتر شدن زندگی میشنوم ولی اجازۀ تحقیر وتوهین رو به کسی نمیدم.

هیچ وقت ازش خواسته ای نخواهم داشت که از عهده ش بر نیاد و غرورش خرد بشه.

بهش می فهمونم که قدردان زحماتش هستم.

+ الهی به امید تو، نه به امید خلق روزگار




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 109 ،
2015-08-11
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمی‌باشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد کردن رمز عبور می‌توانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.

[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]


برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 127 ،
2015-08-11
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمی‌باشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد کردن رمز عبور می‌توانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.

[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]


برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 114 ،
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمی‌باشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد کردن رمز عبور می‌توانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.

[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]


برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 103 ،
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمی‌باشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد کردن رمز عبور می‌توانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.

[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]


برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 116 ،

امروز حدود 50 نفری مهمون داشتیم.یه مهمونی زنانه بود. انقدر خسته م که دارم لنگان لنگان راه میرم!

خاله خیلی کمک کرد.

دخترهای برادر شوهر و خواهر شوهرِخاله م مجبورم کردن که ب.رق.ص.م! اولین بارم بود! عین این دامادهایی که رقص بلد نیستن و مجبورشون میکنن که برقصن، وارد صحنه شدم!

دختر خالۀ مامان میگه عیب نداره! برا عروسیت یاد میگیری! آدم شوخ طبیعیه.

فامیل های شوهرخاله م خیلی مهربون هستن. همیشه میگن اگه اینجا بودیم ، هرروز با هم رفت و آمد میکردیم.

امشبم داداش خونۀ خاله مونده. اونجا همبازی داره و بهش خوش میگذره.




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 114 ،

الان که داشتم به گلدون مادربزرگم آب میدادم، یاد یه خاطره افتاد.

مادربزرگ مرحومم تو خونه شون یه گلدونی داشت.

ایشون سال های آخر عمرش نمیتونست به کارهای خونه رسیدگی کنه و همیشه خاک اون گلدون خشک بود.

هر وقت میرفتم خونه شون، اولین کاری که می کردم،با پارچ آبی که تو آشزخونه بود به اون گلدون آب میدادم.

بعد از فوت مادربزرگم، وسایل خونه رو برداشتن یا فروختن. بابا به هیچ کدوم از وسایل دست نزد.

بعد از چند ماه، بابا وقتی از اداره برگشت، دیدم اون گلدون رو با خودش آورده. به عنوان یادگاری.

احساسم میگه . محبتی که بین من و اون گلدون بود، باعث شد که دوباره به هم برسیم!!!!

به نظرم تک تک ذرات دنیا، عاشق محبت و زیبایین.


+عکس روی تو چو در آیینه جام افتاد / عارف از خنده می در طمع خام افتاد

این همه عکس می و نقش نگارین که نمود / یک فروغ رخ ساقی ست که در جام افتاد (جناب حافظ)




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 112 ،

امروزظهر خاله م زنگ زد و خبری بهمون داد...

دایی م چند روزبود که سردرد داشته. سهل انگاری کردن و نبردنش دکتر. با خبر شدیم که صبح از هوش رفته وبردنش بیمارستان. خاله میگفت دست و پاشو تکون میده، اما هیچی از اطرافش نمیفهمه.

موقع شنیدن خبر، ضربان قلبم رفته بود بالا. قلبم مثل پرنده ای که اسیر قفس شده، به قفسۀ سینه م میکوبید.

الان بابا میگفت بهتره و منتظر تشخیص دکترن.

راستش خیلی شوکه شدم. همین ماه رمضون بود که داشتم با دایی صحبت میکردم که زیاد بیاین خونمون.

مامان بهم دلداری میده که کم غصۀ همه رو بخور.

الان آرومم. حس می کنم تو مشکلات، خدا بغلم میکنه و تسکینم میده. احساس می کنم دنیا آغوش خداست.

الهی به امید تو، نه به امید خلق روزگار.

خدایا خودت به دختر داییم رحم کن.

خدایا دوستت دارم. خدایا ما رو بیشتر از طاقتمون امتحان نکن.


+داییم چندین سال قبل، عمل قلب کرده بود، روماتیسم قلبی داشت، رگ آئورتش گشاد شده بود (گلوش چرک کرده بود وزده بود به پاهاش و از اون جا هم به قلبش) که دستگاه گذاشته بودن. به ھمین خاطر از اون زمان داروی رقیق کننده خون مصرف میکرده.

الان دکترش گفته که حتما نرفته آزمایش خون، خونش خیلی رقیق بوده و باید داروش رو کم میکرده و باعث شده که مغزش خون ریزی کنه. گفتن باید خون رو خارج کنن از سرش. الان ھوشیاریش کمی بھتر شده.

الان منتظرن که غلظت خونش به حد نرمال برسه تا عملش کنن.

براش دعـــا کنین.




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 109 ،

بابا اومده حال و هوای بیمارستان رو تعریف میکنه. مثل اینکه عمل جراحی دایی مونده برا فردا.

میگه از 4 عصر تا 10 شب که اونجا بودم جلوچشمم دونفرو بردن سرد خونه.

یه بچه 6 ساله درِ زود پز رو باز کرده بود و کل بدنش سوخته بود.

یکی یه جسم سختی خورده بود توسرش و...


میگه الان میفهمم که سلامتی چه نعمت بزرگیه و نباید هر چیزی رو برا خودت غصه کنی.

میگه حتی اگه کل دنیا هم نابود بشه، نباید غصه بخوری! چون هیشکی از یه لحظه بعدش خبر نداره.

+ داشتم به غنچۀ گل سرخ تو باغچه نگاه میکردم؛ با خودم گفتم که دنیا مثل این گل میمونه؛ زیبا و فریباست. ولی در چشم برهم زدنی انگار اصلا نبوده! فقط خداست که بوده، هست و خواهد بود.

یاد این حدیث افتادم: سه چیز باعث رستگاری است: اول، آشکار ساختن سلام است، دوم خوراک دادن به مردم است. سوم خواندن نماز در دل شب وقتی همه خواب هستند.

خودم! اگه پولی داشتی که خواستی باهاش برا خونه ت مبل مدل جدید بخری، یا برا خونه دکور بخری؛ بجاش اون پول رو صرف کارهای خیر کن! انتخاب با خودته! میتونی با اون پول، مبل بخری. یا با همون مقدار سرمایه میتونی بهشت رو بخری، میتونی به کمال مطلق برسی. کدومو میپسندی؟!




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 104 ،
2015-08-16
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمی‌باشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد کردن رمز عبور می‌توانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.

[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]


برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 110 ،






آمار وبلاگ
  • کل بازدید : 2987
  • بازدید امروز :2
  • بازدید دیروز : 4
  • بازدید این هفته : 6
  • بازدید این ماه : 141
  • تعداد نظرات : 1
  • تعداد کل پست ها : 12
  • افراد آنلاین : 1
امکانات جانبی
بالای صفحه